هم حال جسمیم خوب نبودهم روحیم.نمیدونم دقیقا چ مرگمه
ولی انگار کلا جسمم کم آورده بود.مغزمم خاطراتش خونریزی میکرد
سحری هم مامان نهایت سعیشو کرده بود چیزی باشه ک من نتونم بخورم
صبح پاشدم کنکور91 خارج رو بدم،عمومیارو علی برکت الله تو 50 مین زدم
اومدم برم سر اختصاصیا ک چشمام سیاهی رفت.دیدم واقعا مغزم درحد بزمچه ی استرالیایی ام کار نمیکنه.حتی نخوندم سوالارو از افت قندشدید.کتابو بستم همونجا افتادم:/
ساعت یک اینا مامانم اومد تو گف بچه چرا رومیزخوابیدی؟میخواستم مثلا سرموبذارم رومیز دوباره پشام ولی خواب رفته بودم
خلاصه 3 بیدار شدم.ماکسیمم 12 ساعت خوابیدم مینیمم 10 ساعت
اگر مغزمحترمم اجازه بده برم اختصاصیارو هم بزنم
با این اوضاع فرداچطوری میخوام برم سرآزمون خدا داند:(
حالم بدهههه
اح
ما و دیگر هیچ!...ما را در سایت ما و دیگر هیچ! دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 81