نمیدونم چرا اینجا..
اما خب اینجا همیشه جایی بوده که توش غم هامو خالی کردم که بتونم زندگی کنم و شادی هامو نوشتم وقتی کسی نبوده که باهاش تقسیمشون کنم..
آقاجان بهم گفتن سومین باری که عاشق بشم متفاوت خواهد بود..
دوبار من قبلا دل سپردم..اشتباهی،الکی،مزخرف..تهشم دل بریدم چون فهمیدم از "شما"جدان
اما این سومین بار،خیلی فرق میکرد..همیشه فکر کردم فکر مزخرف خودمه ک سومین بار متفاوته.اما نبود.واقعا متفاوت بود
این بار معشوق من عاشق معشوق بزرگتر و اصلیم بود.هر دفعه ازش رفتارایی دیدم که بیشتر غرق شدم توش..هردفعه بیشتر دیدم که چقدر عاشق شماست.چقدر شما دوستش دارید.هربار دیدم تو زندگیش دستتون رو
چه نجات جونش چه حالش..امتحانایی که میکنیدش رو میبینم و غبطه میخورم..
میدونید آقاجان..خیلی سختی کشیده..برا همین الان اینقدر مقابل شما و خواست شما تسلیم و متواضعه.انقدر قوی و محکم شده که هیچ چیز خراب نمیکنه حالشو.انقدر خوبه که خودشو بدترین میدونه..
گاهی فکر میکنم چون عاشقشم بدیهاشو نمیبینم.اما وقتی از آدمایی که عاشقش نیستن و حتی کمتراز من از زندگیش،گذشته ش و حالش خبر دارن میپرسم میبینم اونام مثل منن.منی که بیشتر بهش نزدیکم،خب قطعا بیشتر جذب میشم..
هروقت تونستم از کسی دل ببرم به خاطر این بوده کاری خلاف خواسته ی شما کرده یا خواسته من انجام بدم.از علیرضا بگیرین تا استادم.اما اینو نمیتونم..
چون خیلی عاشق شماست..چون به جای اینکه ازش خطا ببینم هی دارم خوبی میبینم..نمیتونم اشکالی براش بتراشم..
حالا میخواین از کسی که نهایت خوبی میدونمش دل بکنم.حتی دوستش نداشته باشم.حتی از دور..
ازش یاد گرفتم به شما بگم"چشم"
چشم
اما سخته.دارم از درون پوک میشم.هیچ کسو ندارم.منو با خودتون امتحان نکنین.میگین بذارش کنار،کسی که نفست به نفسش بنده..گفتم چشم
اما سختمه.کمکم کنین.قول دادم تحمل کنم.دارم تحمل میکنم.اما ایت اتفاقا سختمه.وقتی تو اون تنهایی مفرط یهو .. یهو اون اتفاقات میفته..میترسم..نمیدونم اون لحظات به کی پناه ببرم..
دیگه نمیتونم "غرق"شم مثل سابق..شما میفهمین چی مینویسم..نمیتونم اون کارو بکنم که آروم شم
انگار توانایی فکر کردنو ازم گرفتن!جاش بیهوش میشمو میخوابم..
تواین تنهایی،خودتون رو از من نگیرین....
کمتر از دوهفته دیگه کنکور دارم
درسامونده و فقط یکی از سختیامه.
کمک کنین.
بهتون نیاز دارم
بدون شما تحملش سخت نیست
غیرممکنه
آمین..
نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر ۱۳۹۶| ساعت 20:56| توسط baran|
ما و دیگر هیچ!...ما را در سایت ما و دیگر هیچ! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 96